تبليغاتX
من از تو شادترم چون...
معنای زندگی
هر چه بیشتر اهدا کنیم,بیشتر هدیه میگیریم

هر چه بیشتر بخندیم,کمتر عصبانی میشویم

هر چه بیستر از خودگذشتی کنیم,بیشتر در وفور و نعمت زندگی میکنیم

هر چه بیشتر از مال خود صدقه دهیم,بیشتر بدست می آوریم

هر جه بیشتر عشق بورزیم,بیشتر مورد عشق و علاقه قرار میگیریم

این چنین زندگی داشته باشید و با دوستان مهربان باشید,زیرا فقط آنچه از خود ایثار میکنیم,زندگی و لحظات آنرا برایمان غنی می سازد.

+ نوشته شده توسط شیوا در جمعه 15 شهریور1387 و ساعت 21:31 |

                از سر نیاز باز می خوانمت

   می دانی جز تو مرا کسی به سرای امید نمی برد

                                                   

                                 شکوه از خود دارم چرا نور امید را هر از گاهی گم می کنم

                                                   

                                                  به کنار آسمان می روم

                                                      دست هایم را بلند می کنم

خداوندا مرا ببخش که چشم بر حقیقتی بستم که برایم از روز روشن تر بود

  می دانم جرم من این است که مرز بین عشق و دوست داشتن را نمی دانستم                               

مرزی به فاصله یک قدم و یک نگاه و یا یک جمله

+ نوشته شده توسط شیوا در پنجشنبه 7 شهریور1387 و ساعت 19:40 |

دختر که رسید...
بازم یه نوشته بامزه:

دختر که رسيد به بيست ، هنوز وقت ازدواجش نيست!
دختر که رسيد به بيست و يک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسيد به بيست و دو ، ديگه دنبالش بدو!
دختر که رسيد به بيست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسيد به بيست و چهار، دست مامانت رو بگير و بيار!
دختر که رسيد به بيست و پنج، درست شده شبيه گنج!
دختر که رسيد به بيست و شش، بيشتر بهش داري کشش!
دختر که رسيد به بيست و هفت، يه وقت ديدي از کفت رفت!
دختر که رسيد به بيست و هشت، نبايد دنبال case ديگه اي گشت!
دختر که رسيد به بيست و نه، هنوز نگرفتيش بي عرضهء ...؟!!
دختر که رسيد به سي، شايد بهش برسي!
دختر که رسيد به سي و يک، خر نمي شه با پول و چک!
دختر که رسيد به سي و دو، به اين راحتي ها نمي شه همسر تو!
دختر که رسيد به سي وسه، ديگه دستت بهش نمي رسه!
 

چون اگر مي خواست،‌ تا الان ازدواج کرده بود!...

 

+ نوشته شده توسط شیوا در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 0:38 |

خورشید

در راهی بی نور قدم می گذارم

قدم هایی کوتاه نا مطمئن

جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند

چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند

از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد

 

ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم اما می دانم نمی افتم

دوباره پا در جاده می گذارم

سرم را رو به آسمان می کنم تا آبی آسمان را ستایش کنم

دلم از شادي پر می شود

آري،باز خورشيد از پشت ابرها درخشيد

+ نوشته شده توسط شیوا در شنبه 15 تیر1387 و ساعت 1:9 |

مغز آقایون گرونتره یا خانم ها!؟!
سلاااممطلب زیر رو تو وبلاگ یکی از دوستام خوندم دیدم حیف شما نخونیدش:

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی.دكتر در حالی كه قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه باید حامل خبر بدی براتون باشم,تنها امیدی كه در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه." "این عمل ، كاملا در مرحله أزمایش ، ریسكی و خطرناكه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره, بیمه كل هزینه عمل را پرداخت میكنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت كنین ." اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته های دكتر گوش می كردن , بعد از مدتی بالاخره یكیشون پرسید :" خب , قیمت یه مغز چنده؟"; دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ برای مغز یك مرد و 200$ برای مغز یك زن ." موقعیت نا جوری بود , أقایون داخل اتاق سعی می كردن نخندند و نگاهشون با خانمهای داخل اتاق تلاقی نكنه , بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدند ! بالاخره یكی طاقت نیاورد و سوالی كه پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید كه : "چرا مغز آقایون گرونتره ؟ " دكتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد كه : " این قیمت استاندارد مغزه ! ولی مغز خانمها چون استفاده میشه، خب دست دومه وطبیعتا ارزونتر !! .

+ نوشته شده توسط شیوا در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 16:55 |

ترفندهایی برای شاد زیستن
آنجه در اینجا مشاهده می كنید راههایی برای افزایش میزان شادی شماست فقط هر چند روز آنها را مرور كنید یا آنها را به خاطر بسپارید تا اثر بخشی آنها را دریابید.



خوشحالی و غمگینی را می توانید خود انتخاب كنید. پس خوشحالی را انتخاب كنید.

در صورت امكان طلوع خورشید را تماشا كنید.

اولین نفری باشید كه سلام می كنید.

اگر افرادی را دوست دارید، برای گفتن آن وقت را تلف نكنید.

با همه به گونه ای رفتار كنید، كه دوست دارید با شما رفتار كنند.

هیچگاه تسلیم كسی نشوید .

از نطر فكری خشن و از نظر احساسی نازك دل باشید.

از آنچه باید مهربانتر باشید.

بدانید یكی از بزرگترین نیازهای محیطی نیاز به قدر دانی است.

به قول خود وفا كنید.

یاد بگیرید حتی زمانیكه احساس خوبی ندارید، خود را بشاش نشان دهید.

به خاطر داشته باشید برنده ها كارهایی را انجام می دهند كه بازنده ها می خواهند آن كار را انجام دهند.

وقتی به جایی می روید، اجازه دهید اولین چیزی كه به زبان می آورید باعث افزایش روحیه اطرافیانتان شود.

تحت تاثیر اهدافتان زندگی كنید.

كلنجار ررفتن با گذشته را متوقف كنید.

+ نوشته شده توسط شیوا در سه شنبه 28 خرداد1387 و ساعت 21:1 |

ava-happy
سلامیکی از ترانه های نوش آفرین که نمیدونم با کی خونده!ولی بامزه بود (هر وقت گوش میدم احساس شادی می کنم!)

خوشم اومد گفتم قسمتیشو بذارم تو وبلاگم

 

سکوت شبانه  می شکنه باآغازمن:می خونم

پرنده ام  يك پرنده،آغازمِ پرواز من مي دونم

مي خونم منم،من  يك عاشق آوازه خون،يه كولي

با قلبم مي خونم،با هر غريبي همزبون مي مونم

من می خونم آغاز من عشق منه  مثله عشق پرنده ای به پرواز

صدام چه خوب،چه بد صدابهانه است   حرف ميزنه آوازه خون نه آواز

مي خونم،مي خونم    مثل ِ يه بچه پرشورم ، مي رقصم

آزادم،من آزاد  من سبكتر از بارونم،همچون باد

مي خندم توقلبم ، جوونم   اي تو مثل ِ من،اي عاشق  با من باش

با من باش ، ما همه مهمونيم    پا به پا بيا برقصيم،بخونيم....

 

+ نوشته شده توسط شیوا در پنجشنبه 16 خرداد1387 و ساعت 14:14 |

امید

خوشحالم از حرف سكوت

خوشحالم از هر واژه كه با امید همراه است

می خواهم نقطه بگذارم در پایان همه این جملات

شاید باز نتوانم

اما من پر از فردایم

من مغلوب دیروز نخواهم شد

گوشه اتاق كز نخواهم نشست به امید خاطره

بار دیگر از نو آغاز خواهم كرد وصف زندگی را

من پر از فردایم

در افق فردایم انتظار جایی ندارد

من به دنبال آسمان خواهم بود

به دنبال طلوع ها

به دنبال دری به سوی امید

 

+ نوشته شده توسط شیوا در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 21:40 |

happy new year

+ نوشته شده توسط شیوا در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت 10:25 |

بهار
چقدر خوبه وقتي خورشيد جون مي گيرهִ وقتي ديگه از ابر های سياه و پرباران ديگه خبري نيستִ وقتي هوا داره خونه تكاني مي كنه تا فصل جديد رو شروع كنهִ وقتي هوا گرمتر مي شه كه ديگه احتياجي به لباس گرم نيستִ چه احساس خوبي به آدم دست مي ده وقتي آمدن بهار رو احساس مي كنه

با تولد بهار انتظار به پایان مى‏رسد. رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مى‏شود. غم جاى‏ خود را به شادی مى‏دهد و شكوفه‏هاى سفید بر قلب‎ها شكوفا مى‏شود ...  

عید بهانه ای است برای پاک کردن شیشه های پنجره و پنجره روزنی است برای سلام کردن به همسایه و آدم هایی که در برج قلب ما زندگی می کنند.عید است..به فرشته این همسایه ی نفسم سلام می کنم و پنجره ای رو به آسمان برایش می گشایم...

+ نوشته شده توسط شیوا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت 14:8 |