تبليغاتX
من از تو شادترم چون...
فاصله ی غم تا شادی
تو ناراحت بودي ... آه كشيدي . آه تو ميان ذرات هوا معلق شد و پرهاي پرنده اي را لرزاند. پرنده آواز نخواند و سرش را ميان بالهايش پنهان كرد.
جوجه ها ي پرنده حس كردند كه بدنشان كمي سرد شدو با تكان و سر و صدا بي تابي شان را نشان دادند.
چقدر ما روي هم اثر مي گذاريم بي آنكه بدانيم.اما فاصله غم تا شادي يك لحظه يك فكر و يك خنده است و من هميشه در شكار مرز ميان اين تضادها گرفتارم.
تو آه كشيدي.فكري پشت آهت بود.اين فكر حقيقي نبود.فكري كه ريشه در حقيقت دارد هرگز تو را غمگين نمي كند .
تنها يك خيال خام غير حقيقي است كه تو را به آه كشيدن وا مي دارد آواز را از پرنده اي مي ستاند و جوجه هايش را بي قرار مي سازد.
به فكرت نگاه كن!ما روي هم اثر مي گذاريم...

+ نوشته شده توسط شیوا در دوشنبه 20 آذر1385 و ساعت 13:40 |