دستانت را به من بسپار تا پلی بزنیم به آن سوی زندگی فراتر از باور باورها انتهای جاده تنهایی تا اوج بودن تا ویرانه های جدایی تا خورشید محبت تا آنجا که آسمان آبی تر است قلب ها بیشتر می تپند تا سرزمین لحظه های شیرین تا رسیدن به آرزوهای دیروز تا فردا و فرداها تا امید تا آمدن بهار پلی بزنیم تا خدا تا آن جا که هیچ کس نباشد جز من و تو جز ما هیچ کس نباشد

+ نوشته شده توسط شیوا در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت
23:5 |


